تبليغاتX
تنهایی را دوست دارم - حرفهای تنهایی

حرفهای تنهایی

 

3zvvae8 copy.jpg

 دیشب بعد از مدتها نابه سامانی های اعماق افکارم را بر سر کاغذ های بخت برگشته...

 کوبیدم.... غافل از آنکه....آتش حرفهایم برگهای دفترم را خاکستر کند و ....

 و حرارت وجودم قلم همیشه سیاه شبهای نویسندگی ام را در دستانم ذوب کند......

 اما.. من دیگر دلتنگی هایم را بر رنگ پریده ی درب چوبی اطاقم نمی کوبم........

....  سر دردهای خماری ناشی از مستی شبهای بی روح گذشته رعشه بر اندامم انداخته........

 و.... من که لاشه ی بی جان را بر ماسه ی ساحل دریای عشق می کشانم ...

 بی هیچ نشانه ای.....

 حیاط خانه را باش....برای جای پاهایت  بی تابی می کنند...........

  ب.....ر.....گ....ر.....د...............برگرد...........

  زندانی به غم و شب و زمستان شده ام

مجنونم و دیوانه ی جانان شده ام

  هر کس که در این ره نبود عاشق نیست

من عاشق بی کسم که زندان شده ام

+ نوشته شده در  85/10/30ساعت 20:41  توسط حیدری  |